آوازک

یاد داشت - هزار و یک شب
X
تبلیغات
رایتل

یاد داشت

سلام این جا قبلا یه پست دیگه بود ولی پاکش کردم به جاش اینو گذاشتم چون عکسای پستای دیگمو خراب کرده بود

.

.

.

راستی اگه زحمتی نیست تو نظرسنجی شرکت کنین در ضمن هیچکس از نظر دادن نمیمیره (به جون خودمو خودتون راست می گم)

.

.

.

دست خالی هم نیومدم برو ادامه ضرر نمی کنی
 یه روز حوصلم سر رفته بود بد جور 

حسابی عصبی بودم ......می خواستم در و دیوارو گاز بگیرم

  

نمی دونم چرا ......مامانم گفت برم با دوستم بازی کنم 

.

.

.


ولی من یکم خشن بازی می کنم و مامانم نگفته بود منظورش از بازی چی بود 

.

.

خب دوستم باهام قهر کرد

.

.

باز حوصلم سر رفت

.

.

.

بابامو مجبور کردم منو ببره باغ وحش  ولی باغ وحش اصلن خوش نگذشت

.

.

یه جورایی بد هم گذشت

.

.

.

من از دلفینا می ترسم

.

.

.

همین طور از گربه ها

و سگایی که خیلی به ادم  نزدیک می شدن

بنابراین زیاد خوش نگذشت 

.

.

.


بابا سعی کرد خودش منو سرگرم کنه ولی سرگرمیش زیاد جالب نبود یه کمی هم خطرناک بود

ولی بالاخره فهمیدم کجا باید برم بله درست حدس زدین

بله پارک

.

..

.

ولی طولی نکشید که من دوباره حوصلم سر رفت 

به خاطر همین دوباره رفتیم سر خونه اول 

.

.

.

.

ولی مامان یه فکری به ذهنش رسید و پیشنهاد داد که انجامش بدم

.

.

.

ولی من از پیشنهادش خوشم نیومد ولی کاچی به ز هیچیه

.

.

.

.

.

.

.

وقتی کارم تموم شد .

.


.

.


.

.

.

یه احساسی داشتم

.

.

.

یه احساس خوب 

.

.

.

.

.

.

احساس خوب خواب        یه خواب شیرین        

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اخیش تموم شد دست و چشم درد نکنه راستی یادت نره نظر بدیا جونم در رفت با این سرعت کم اینترنت والا

[ دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ شهرزاد ] [ نظرات (9) ] | چاپ